شش آرزوي كتابدار بخش خدمات عمومي

نوشتة:كتي فسيماير

ترجمة: علي مرادمند

 

 

 

تعداد دانشجويان خيلي زياد ، وزمان ارائه خدمات بسيار اندك است . آيا اين وضعيت كتابخانه ها براي

هميشه باقي خواهد ماند؟ تاكنون چند بار در ميز مرجع دريافته ايد كه استفاده كنندگان كتابخانه براي درك مفاهيم مهمي در مورد چگونگي سازماندهي و ارزش گذاري زمان از دست مي دهند؟ و آيا به نظر مي رسد كه اين شرايط بارها اتفاق بيفتد وچنين سوالاتي بارها وبارها پرسيده شود ؟ به عنوان مثال دانشجويي با يك استناد ناقص3 به بخش خدمات عمومي مراجعه مي كند و مي گويد« خوب ، اين را من در كامپيوتر پيدا كرده ام » درحاليكه اطلاعات اندكي از پايگاه اطلاعاتي مربوطه دارد .دانشجويان و بعضي از اعضاي هيات علمي مي گويند « خوب از آنجاييكه تمام مواد موجود دركتابخانه رايگان هستند ،چرا كتابخانه امكان دسترسي الكترونيكي به مجلات علمي را فراهم نمي كند » ؟ دانشجوي ديگر مي گويد كه تكليف او پيدا كردن يك مقاله تحقيقي از مجلات علمي مي باشد وبعد مي پرسد كه آيا مي توانم آن را از نيويورك تايمز پيدا كنم ودانشجوي ديگر فقط از سايت« ياهو» اطلاعاتي براي نوشتن تكليف تر مي خود با موضوع اصلاح ژنتيكي غذاها مي خواهد .اين استفاده كنندگان كتابخانه فاقد درك چگونگي سازماندهي اطلاعات ، وظايف كتابخانه ها و چگونگي ارزشيابي اطلاعات هستند.

به همين خاطر است كه من آرزو مي كنم فرشته كتابداران از كتابخانه بازديد كرده و دو برابر سه آرزوي معمولي مرا بر آورده سازد چونكه او فرشته كتابداران است و فقط آرزوهايي را كه با كتابخانه مرتبط باشند بر آورده ميكند .آرزوهايم به من كمك خواهند كرد كه اين شش مفهوم را بطور كار آمد و موثر به گروه زيادي از استفاده كنندگان كتابخانه ياد بدهم .شش آرزوي من اينها هستند:

آرزوي اول . اطلاعات رايگان نيست ،ودر حقيقت بسيار گران است.

استفاده كنندگان كتابخانه به ندرت در مورد اينكه چگونه مي توانند به مواد كتابخانه اي دسترسي پيداكنند ،فكر مي كنند .در حقيقت بسياري از استفاده كنندگان كتابخانه فكر مي كنند كه هر اتفاقي كه در كتابخانه مي افتد ،كاملا رايگان است . من آرزو مي كنم كه با استفاده كنندگان ارتباط بر قرار كنم و به آنها بگويم كه اطلاعات نه تنها رايگان نيست بلكه در بسياري موارد خيلي هم گران هست . من آرزو مي كنم بتوانم به استفاده كنندگان كتابخانه كمك كنم كه اولا ، قدر هزينه هاي زيادي كه صرف فراهم آوري مواد كتابخانه اي مي شود، را بدانند و ثانيا آنرا ارج نهند.اين هزينه ها شامل خريد مواد كتابخانه اي ،هزينه ساختمان و تجهيزات و پرداخت حقوق كار مندان كتابخانه مي شود.كتابها بطور سحرآميز در روي قفسه ها ظاهر نشده اند .نويسندگان ، كتابداران ، كاركنان كتابخانه و ناشران رايگان كار نمي كنند حتي پايگاهها ي داده اي مثل AGRICOLA، PubMed وERIC ممكن است استفاده از آنها براي كاربران رايگان باشد ،ولي هزينه هاي آنها توسط ماليات دهندگان پرداخت مي شود .مواد كتابخانه اي گران هستند ، با اين وجود بسياري از استفاده كنندگان به اينكه چطور مواد كتابخانه اي خريداري مي شوند ، توجه ندارند .

استفاده كنندگان كتابخانه مي خواهند كه مقالات مستقيما به كامپيوتر آنها منتقل شوند . رسانه ها و داستانهاي علمي تخيلي اغلب اطلاعات را كه بطور سحرآميزي با فرمانهاي صوتي از كامپيوتر دريافت مي شوند را ارائه مي دهند . اما از اين نظر ،كتابخانه ها متحمل هزينه هاي سنگيني مي شوند. بويژه در اين مورد” وب “علوم1 نمونة خوبي است . اين« وب علوم » براي بسياري از دانشمندان كه مي خواهند به آن دسترسي داشته باشند ،شناخته شده است . ليكن اغلب آنها از هزينه هايي كه كتابخانه ها براي شبكه متحمل مي شوند، بي اطلاع هستند.

آرزوي دوم.پايگاههاي داده ويژگيها و كيفيتهاي منحصر بفردي دارند .

تاكنون چند بار دانشجويان به بخش مرجع مراجعه كرده و مقاله اي را به شما ارائه داده و گفته اند « من اين مقاله را از كامپيوتر پيدا كرده ام ، ولي الآن نمي دانم كه از كدام كامپيوتر پيدا كرده ام»؟ تا كنون چندبار شده كه دانشجويان اطلاعات استنادها را بطور كامل ننوشته باشند تا بتوان دقيقا مدرك مورد نظر را باز يابي كرد ؟بنا براين دانشجويان بسيار زيادي هستند كه هنوز نمي دانند كه در كتابخانه سيستمهاي مختلف زيادي وجود داشته و قابل بازيابي هستند كه هر كدام از آنها متفاوت و منحصربفرد هستند . مطمئن نيستم كه آنها واقعا" چه فكر مي كنند اما گمان مي كنم آنها فكر مي كنند آنچه در كامپيوتر هست ، يك نظام يكنواخت است.

من آرزو مي كنم كه بتوانم به تعداد زيادي از دانشجويان ياد بدهم تا بتوانند كيفيتهاي متمايز پايگاههاي اطلاعاتي را تشخيص دهند واينكه پايگاههاي اطلاعاتي متفاوت داراي اهداف متفاوتي هستند .AGRICOLA متفاوت از ERIC ، GeoRef و Proquest است.دانشجويان نياز دارند كه چگونگي ارزيابي پايگاههاي اطلاعاتي به آنها ياد داده شود و سوالاتي را در مورد پايگاههاي اطلاعاتي بپرسند تا ياد بگيرند كه چرا آنها متمايز از يكديگرند و

آنگاه پايگاههاي اطلاعاتي مورد نظر را عاقلانه تر انتخاب كنند..اين سوالات بايد در ارتباط با موضوع پايگاههاي اطلا عاتي ؛ ايجادكنندگان پايگاه هاي اطلاعاتي ، قالب مدخلها ازقبيل متن كامل ، چكيده يا صرفا اطلاعات كتابشناختي ، نوع مواد مثل مقالات مجلات علمي ، كتابها ، نقد وبررسي ها يا نوارهاي ويدئويي و همچنين زمان تعيين شده براي دستيابي به پايگاهها باشد . چنانچه دانشجويان قادر باشند مرتبط ترين پايگاه تخصصي در ارتباط با موضوع مورد نظرشان را انتخاب كنند ، اطلاعات با ارزشتر و تخصصي تري را كسب خواهند كرد.

آرزوي سوم. وب شگفت انگيز، اما محدود است .

وب يكي از بزرگترين پيشرفتها در انتقال اطلاعات از زمان اختراع چاپ مي باشد .وب شگفت انگيز ،سرگرم كننده، و محدود است. من آرزو مي كنم كه بتوانم استفاده كنندگان از كتابخانه را طوري بار آورم كه بتوانند آنچه كه در وب موجود است و چگونگي ارائه آن را در يابند . من در جلسات آموزش كتابشناختي، ايدة ارزيابي وب را با استفاده از سؤالات سنتي گزارشگران روز نامه ها ، مانند چه كسي ،چه ،كجا ،كي ،چطور ،مطرح مي كنم .چه كسي اين وب را ايجاد كرده است و معيارهاي ساخت آن چيست؟ چرا اين وب سايت را ايجاد كرده اند؟چه موقع اين وب ايجاد شده است ؟ آخرين باري كه روز آمد شده ، كي بوده است؟ آيا اين سايت در بهبودي وگسترش يك محصول يا يك نظريه نقشي داشته است؟ بالاخره آيا در اين وب اطلاعات با ارزشي يافت مي شود ؟

آرزوي اول و سوم با يكديگر مرتبط هستند.اطلاعات بسيار اندكي در وب ها واقعا رايگان هستند .ماليات دهندگان،آگهي دهندگان ،يا ساير گروههاي خاص و ذي نفع هزينه سايتهاي وب را مي پردازند .من از دانشجويان مي پرسم اگر اطلاعات اينقدر با ارزش هستند ،آيا آنها بطور رايگان در وب ها عرضه خواهند شد ؟خيلي بندرت پيش مي آيد كه اطلاعات سطح بالا و با ارزش بطور رايگان قابل دستيابي باشند .مقدار زيادي از اطلاعات مفيد وب ها از منابع دولتهاي مركزي و محلي از قبيل بخشهاي دانشگاهي ،و بخشهاي دولتي بدست مي آيد .ماليات دهندگان از اين سايت ها پشتيباني مي كنند و هزينه بسياري از سايتهاي ديگر بوسيله آگهي دهندگان و توسعه دهندگان محصولات خا ص فراهم مي شود و گروههاي خاص ذي نفع ممكن است كه سايتهايي را براي آموزش و پشتيباني از نقطه نظرات خود ايجاد كنند.

آرزوي چهارم.فهميدن تفاوت بين مجلات عامه پسند و نشريات علمي

بندرت كسي براي دانشجويان دورة كارشناسي تفاوتهاي بين مجلات معمولي و مجلات علمي را توضيح مي دهد ولي با اين وجود اساتيد انتظار دارند كه دانشجويان تفاوت آنها را بدانند.كتابخانه هاي دانشگاهي و كتابخانه هاي عمومي ممكن است تعداد اندكي از مجلات مانند JAMA ياNew England Journal of Medicine را مشترك شوند .كتابخانه هاي دانشگاهي تعداد زيادي از مجلات تخصصي را مشترك مي شوند .اين تفاوت اساسي بين اين كتابخانه ها وكتابخانه هاي دانشگاهي بندرت به دانشجويان توضيح داده مي شود .اگردر اين مورد حدود ده دقيقه به دانشجويان توضيح داده شود ،دانشجويان مي توانند ياد بگيرند كه اين نوع مواد را تشخيص دهند وبدانند كه چرا آنها متفاوت هستند .من در كلاسها سعي مي كنم كه به دانشجويان ياد بدهم كه مقالات مجلات علمي نوشته مي شوند تا پژوهشهاي گوناگون زيادي را براي آيندگان ثبت كنند وپژوهشگراني كه افكار اصلي و دست اول و تحقيقات علمي توليد مي كنند نويسندگان مقالات آن هستند.

به هر حال تعداد بسيار اندكي از دانشجويان از اين توضيحات و دلايلي كه چرا مجلات علمي بسيار مهم بوده و با ارزش تر از مجلات معمولي در هنگام جستجوي گزارشهاي تحقيقاتي تخصصي هستند ، آگاه مي شوند .

آرزوي پنجم. تما مي موتورهاي جستجو اصولي دارند كه تعيين مي كنند چه چيزي بازيابي شده است .

اگر چه بيش از دوازده سال است كه پايگاههاي اطلاعاتي براي جستجو در دسترس كاربران بوده است ولي تعداد اندكي از دانشجويان تكنيكهاي پيشرفتة جستجو را ياد گرفته اند .بسياري از دانشجويان هنوز هم چيزي را در كادر جستجو نوشته واجازه مي دهند كه عمل جستجو آغاز شود و بعد اولين ركورد بازيابي شده را انتخاب مي كنند بدون توجه به اين كه ركورد بازيابي شده با موضوعي كه بايد در مورد آن تحقيق بكنند ، ارتباطي داشته باشد.يادگيري بعضي تكنيكها مانند استفاده از عملگرهاي بولي ، محدود كردن جستجو به عناوين ، كوتاه سازي واژه ها مي توانندبطور جدي باعث افزايش يا كاهش نتايج جستجو شود .اما دانشجويان اندكي در حين جستجو از اين تكنيكها استفاده مي كنند .صرف وقت براي ياد گيري اصول جستجوي پايگاههاي اطلاعاتي يا استفاده از موتورهاي جستجوي وب مي تواند كارآيي دانشجويان را هنگامي كه با يك منبع الكترونيكي كار ميكنند ،افزايش دهد.

آرزوي ششم.قدر داني از حجم و تنوع اطلاعات موجود

بارها شده است كه دانشجويي به كتابخانه مراجعه مي كند ومي گويد”من دانشجوي ارشد هستم و اين اولين باراست كه از كتابخانه استفاده مي كنم“. من مي خواهم با گفتن اين جمله جواب اين دانشجو را بدهم كه« آه ، كودك بينوا ! شما استفادة يكي از بهترين منابع دنيا را از دست داده اي ، شما ميليونها كتاب ،مجلا ت معمولي ومجلا ت علمي و صدها پايگاه اطلاعاتي در دسترس داري ،ومنابع عظيمي كه بر روي وب ها وجود دارند ولي اهميّت آنها را نمي داني» . فلسفة آموزشي من اين است كه يكي از مهمترين مهارتهايي كه دانشجويان مي توانند در دانشگاه ياد بگيرند ، توانايي پيدا كردن اطلاعات توسط خود شان است ، و وظيفة من كمك به آنها در يادگيري اين مهارتهاست است.اين مسئله مرا ناراحت ميكند وقتي كه مي بينم دانشجويان فايدهء يكي از بزرگترين منابع اطّلاعاتي ودانش خود را نمي دانندكه اين منبع بزرگ همان كتابخانه دانشگاه است . آرزو مي كنم كه اي كاش تكنيكهاي بهتري براي جذب دانشجويان به كتابخانه بطورفيزيكي يا الكترونيكي در اختيار داشتم ومنابع شگفت انگيز زيادي كه در كتابخانه موجود هستند را به آنها معرفي مي كردم.