تاريخچه و تكامل علم كتابداري و اطلاع رسانی

 

هر زمينه اي از دانش بشري را كه ما در نظر بگيريم با عبارتها و واژگان بيان مي شوند كه مبين نقش و عملكرد آن مي باشد و هر چه اين علم با گذشت زمان تحول مي يابد بناچار اين واژگان نيز بايد متحول شوند تا گوياي واقعي آن علم باشند . در دوران باستان كه از فنآوريهاي امروزي خبري نبود محلي كه كتابها را در آن نگهداري مي كردند ، كتابخانه مي ناميدند و كسي كه متصدي آن بود ، كتاب بان ناميده مي شد . واژة كتابشناسي در سال 1802 بكار گرفته شد و بعد در سال 1818 واژة كتابداري رايج شد و علم كتابداري در سال 1851 براي مطالعة كتاب و كتابخانه بكار گرفته شد . در سال 1876 انجمن كتابداران آمريكا تشكيل شد و در رشد و پيشرفت كتابداري نقش ارزنده اي ايفا كرد. اولين بار در سال 1887 كتابداري به عنوان يك رشتة آكادميك مطرح گرديد كه ديويي در اين زمينه تلاش و كوشش فراواني انجام داد و مجلة كتابداري را منتشر كرد. پل اتله1 بنيانگذار « مؤسسة بين المللي كتابشناسي2 » اولين بار در سال 1903 اصطلاح سند آرايي3 را به منظور تشريح فرايند عرضة مدارك به اطلاع جويان به كاربرد . اصطلاحات ابداعي اتله در سال 1908 در دو مقاله به انگليسي ترجمه شد و اصطلاح سند آرايي واژه اي مصطلح براي فعاليت كتابداران در اروپا شناخته شد . در سال 1891 گروه ديگري از واژه ها بر اساس واژة اطلاعات ساخته شد . ملاحظه مي كنيد كه تا سال 1891 هيچ اثري از عنوان اطلاع رساني نبوده است ، ولي در اين زمان بخش اطلاع رساني به عنوان واژه اي جايگزين براي بخش مرجع مطرح گرديد. درسال 1909 اصطلاح« دفتر اطلاع رساني1» نيز به منظور تشريح دفتري كه به ارائة خدمات مرجع مي پرداخت ، مورد استفاده قرار گرفت . در سال 1924« انجمن كتابخانه هاي تخصصي و دفاتر اطلاع رساني2» در انگليس بنيان نهاده شد و در نشرية ASLIB PROCEEDING ) ) سال 1923 اصطلاح« كار اطلاع رساني3» به منظور توصيف خدمات مرجع مورد استفاده قرار گرفت .

كاربرد واژة اطلاعات به عنوان معادلي براي مرجع ، تحت تاثير پيشرفتهاي به عمل آمده در حوزة رايانه وارد عرصة پيچيده تري شد . در سال 1950 (كالوين ان. مورز)4 اصطلاح بازيابي اطلاعات را مطرح ساخت اين اصطلاح در دهه هاي 1950 و 1960 بسيار رواج يافت . اين جريان منجر به كاربرد اصطلاح علم اطلاع رساني شد و مدتي بعد اصطلاح « دنشمند اطلاع رساني 5» از اصطلاح علم اطلاع رساني ساخته شد ، بعضي از نويسندگان برعكس اين قضيه معتقدند و عنوان مي كنند كه اصطلاح علم اطلاع رساني براي اولين بار در لفافة اصطلاح « عالم اطلاعات » يا دانشمند اطلاع رساني مطرح گرديد( ويكري ، 1380، ص. 15 )6. در سال 1953 (جي. اي. ال. فارادين )7 مقاله اي با عنوان «‌ خدمات اطلاع رساني در صنعت » نوشت و بر ايجاد بخشهاي اطلاع رساني در شركتهاي صنعتي تاكيد كرد . وي معتقد بود كه بايد به جاي كتابداران از اطلاع رسانان متخصص در اين بخشها استفاده شود . در اين مقاله او نوشت كه اطلاع رسان اساسا دانشمند و محققي است كه در جمع آوري و اشاعة دانش داراي تخصص است و به منظور تاكيد بر دانشمند محقق ، شايد بكار گيري اصطلاح حرفه اي « دانشمند اطلاع رسان » مناسبتر باشد . اصطلاح علم اطلاع رساني براي اولين بار در متن مقالة فارادين بكار رفت و اوعلاوه بر اينكه يكي از بنيانگذاران علم اطلاع رساني بود ، مبدأ اصطلاح علم اطلاع رساني نيز به شمار مي رود ( شاپيرو ، 1995 )1.

در ايران هم معادلهاي librarianship )كتابداري ) ، library science (علم كتابداري ) ، information science (اطلاع رساني ) و library & information science ( علم كتابداري و اطلاع رساني ) بكار مي رود كه بعضي از اساتيد و نويسند گان معتقدند كه اين معادلها درست ترجمه نشده اند و معادلهاي جديدي مانند « علم كتابخانه » و « علم اطلاعات و كتابخانه » پيشنهاد مي كنند.