| اطلاع رسانی نوین | |
|
۱۳۸٥/۱۱/٧
دهمين مجلد از مجموعهي40 جلدي دانشنامهي جهان اسلام منتشر شد
صبح امروز، نشست خبري انتشار جلد دهم دانشنامهي جهان اسلام و معرفي پايگاه اينترنتي بنياد دايرهالمعارف اسلامي در محل اين مرکز برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست حسن طارميراد ـ معاون علمي بنياد دايرهالمعارف اسلامي ـ گفت: صنعت توليد دانشنامه بيش از دويست سال قدمت دارد. طارميراد افزود: از ابتداي تاليف، دانشنامه تا كنون چهار نسل را در كار تاليف اين اثر داشتهايم و اكنون نسل چهارم مشغول تدوين دانشنامه است. او تصريح كرد: از ويژگيهاي اين نسل ميتوان به محدود بودن موضوع دانشنامه به تاريخ و تمدن اسلام، وحدت موضوع در مجلدهاي مختلف دانشنامه، تاليف وانتشار دانشنامه ي جهان اسلام به منظور استفاده محققان و پژوهشگران. از اين رو كار تاليف مقالات را متخصصان آن حوزه به عهده ميگيرند و مقالات ارائه شده با ذكر مستندات صورت ميگيرد. همچنين مقالات دانشنامه با ذكر نام مولف چاپ مي شود تا شرايط نقد و اصلاح آن ميسر شود. معاون علمي بنياد دايرهالمعارف اسلامي تاكيد كرد: با مولفههايي كه نام برديم تعداد دايرهالمعارفهاي قرن بيستم را ميتوانيم تقسيم بندي كنيم و با نگاهي اجمالي مي بينيم که در اين حوزه با مولفههاي ذكر شده تنها دانشنامه ي جهان اسلام است كه كار تاليف و فعاليت جدي آن از بيست سال پيش شروع شده است. وي با اشاره به تاريخچه ي فعاليت دانشنامه از سال 1314 افزود: پس از انقلاب ضرورت و احساس نياز تاليف دانشنامهاي در زمينه ي اسلام مسوولين امر را بر آن داشت كه اين موضوع را به طور جدي پي گيري كنند. همچنين خلاء دانشنامه ي اسلامي، به شروع كار و فعاليت مستمر بنياد دايرهالمعارف اسلامي سرعت داد. عضو هيات امناي بنياد دايره المعارف اسلامي اظهار داشت: سعي شده است كار توليد دانشنامه با سبك و معيار جهاني و شرايط مطلوب صورت بگيرد و كوشش ما همواره در جهتي بوده است كه از معيار مطلوب فاصله نگيريم. طارمي راد همچنين در تشريح فعاليت دانشنامه در آينده افزود: بنياد دايرهالمعارف اسلامي در نظر دارد پس از تكميل و تدوين دانشنامه به زبان فارسي آن را به زبان عربي وانگليسي نيز منتشر کند. همچنين بين 16 تا 17 هزار عنوان مقاله در آن درج خواهد شد. تلاش ما بر آن است كه حداكثر دانشنامه را تا سال 1400 هجري شمسي به پايان برسانيم. به گزارش خبرنگار ايسنا، در ادامه ي نشست سعيد عدالتنژاد ـ سردبير پايگاه اطلاع رساني بنياد دايرهالمعارف اسلامي ـ نيز يادآور شد: با بحثها و تبادل نظرهاي انجام شده به اين نتيجه رسيديم كه علاوه بر انتشار دانشنامه به صورت مجلد، مطالب دانشنامه را بر روي پايگاه اينترنتي منتشر كنيم. عدالتنژاد افزود: تا كنون جلد يك تا نهم دانشنامه از طريق پايگاه اطلاعرساني قابل دسترسي براي عموم شده است وتا چند ماه آينده مطالب جلد دهم نيز بر روي پايگاه قرارميگيرد. او تصريح كرد: انتظار ميرود تا چندي ديگر مقالات دانشنامه ي جهان اسلام قبل از انتشار به صورت كتاب به روي پايگاه منتشر شود. وي متذکر شد: اكنون امكان جستجو از طريق مدخلها، موضوع و جستجو با واژه ي مورد نظر مقالات دانشنامه ي اسلامي بر روي پايگاه فقط به صورت فارسي است، اما اطلاعات راجعبه بنياد دايرهالمعارف ومشخصات اعضاء هيات علمي به سه زبان فارسي، عربي و انگيسي موجود است. پايگاه اطلاع رساني بنياد دايره المعارف اسلامي به آدرس www. Daneshname.com www.encgelopaediaislamica.com قابل دسترسي است. منبع خبر : ایسنا ۱۳۸٥/۱٠/٢٧
وب معنايي معرفي مي شود
انجمن انفورماتيك ايران در سخنراني علمي دي ماه خود "وب معنايي" را معرفي ميكند. وب معنايي گسترش جديدي بر وب فعلي است که به وسيله مخترع وب آقاي برنرزلي و همکارانش در کنسرسيوم جهاني وب پيشنهاد شده است. منبع : فاوا نیوز ۱۳۸٥/۱٠/٢٠
نخستين رمان وبلاگي ايراني راهاندازي شد
نخستين رمان وبلاگي ايراني راهاندازي شد. "وحيدرضا غنيپور" نويسنده اين وبلاگ و داستانهاي آن است كه به صورت هفتگي اين وبلاگ را به روز ميكند. منبع خبر: فاوا نیوز ۱۳۸٥/۱٠/٩
بانک اطلاعاتی فرهنگ و ادبيات کودکان ايران راه اندازی شد
بانک اطلاعات فرهنگ و ادبيات کودکان ايران يکى از پايگاه هاى "مرکز اطلاع رسانى فرهنگ و ادبيات کودکان ايران" (ایرانک) است . اين پايگاه بر بنیاد یافته های "موسسه پژوهشى تاريخ ادبيات کودکان" استوار است که در طول نزديک به يک دهه بيش از دهها هزار سند و يافته از حوزههاى گوناگون زيستى و فرهنگى کودکان و نوجوانان گردآورى کرده است. ساختار بانک اطلاعات فرهنگ و ادبيات کودکان ايران به گونهاى طراحى و برنامهريزى شده است که جستجوگران با مراجعه مستقيم به بانك بتوانند، اطلاعات توصيفى و چكيده مطالب مورد نياز خود را دريافت كنند. در برخى موارد رونوشت كاملى از اسناد نيز در دسترس ايشان قرار خواهد گرفت. طراحى اين بانك به گونهاى است كه در آينده مىتواند پشتوانه و مخزن اطلاعاتى يك شبكه پيوسته كودك و نوجوان در ايران باشد. فهرست مطالب پایگاه ها ۱۳۸٥/۱٠/۳
بيستمين نمايشگاه بين المللی کتاب تهران در استاديوم آزادی!!!
شنیده ها حاکی از آنست که بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در استادیوم آزادی برگزار خواهد شد.!!!
¤ نوشته شده در ساعت ٢:۱٩ ب.ظ توسط علی مرادمند![]() ۱۳۸٥/۱٠/۳
رکورد سرعت انتقال اطلاعات توسط فيبر نوری شکسته شد
كارشناسان شركت آلماني "زيمنس" با ارسال اطلاعات رايانهاي توسط فيبر نوري با سرعت ۱۰۷گيگابيت در ثانيه، ركورد سرعت ارسال اطلاعات در شبكههاي رايانهاي را شكستند. به گزارش سايت اينترنتي "پيسيورلد"، شركت "زيمنس" اعلام كرد محققان اين شركت روز چهارشنبه موفق شدهاند اطلاعات را به كمك فيبر نوري بين يك فرستنده و گيرنده با فاصله ۱۶۰كيلومتر از يكديگر در آمريكا و با سرعت ۱۰۷گيگابيت در ثانيه ارسال كنند. ادامه خبر را اینجا بخوانید ۱۳۸٥/٩/٢٦
تاثير فناوری اطلاعات در زندگی اجتماعی
فناوری اطلاعات و ارتباطات تمام جوانب زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده است. این تاثیر در اغلب موار موجبات راحتی و آسایش انسان را فراهم آورده است. ولی مشکل اساسی این است که اکثریت قریب اتفاق جمعیت کشورهای در حال توسعه و جهان سومی با این فناوریها و شیوه های بکار گیری آنها آشنا نیستند. بخصوص در کشور خودمان حتی بسیاری از دانشجویان و حتی بعضی از اساتید محترم هم در استفاده از فناوریهای نوین ازجمله شبکه جهانی اینترنت مشکل دارند. از سوی دیگر هنوز زیر ساختها و تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری لازم هم در حد مطلوب ولازم فراهم نمی باشد. گویا مثل اینکه همانند فرهنگ مطالعه فرهنگ بکارگیری رسانه های اطلاعاتی و ارتباطی نوین هم جا نیفتاده و نرخ میزان استفاده از این فناوریها هم مثل نرخ میزان مطالعه است. راستی چرا چنین است؟ در این خصوص مقصر واقعی کیست؟ از آنجا ییکه بکارگیری این فناوریها نیاز به برنامه های دقیق حساب شده و بعضا پرهزینه دارد و قبل از همه زیرساختهای لازم باید فراهم گردد، به نظر می رسد که قبل از همه دولتمردان و مسئولان بلند پایه کشور برنامه ریزی در سطح کلان باید انجام دهند و مدیران سطح بالای کشور باید به این باور برسند که عصر عصر شبکه های الکترونیکی و دیجیتالی می باشد. امروزه سخن از دولت الکترونیکی به گوش می رسد کما اینکه خیلی از کشورها دارای سیستم دولت الکترونیکی هستند و شهروندان شهروندهای الکترونیکی هستند. بعد از فراهم آوردن زیرساختهای لازم باید از طریق آموزش و تبلیغات وسیع فرهنگ بکارگیری این فناوریها را در جامعه ایجاد کرد. شهروندان اولا باید طریقه استفاده موثر این فناوریها بیاموزند ثانیا از تاثیر مثبت آنها در زندگی اجتماعی و فردی خود مطلع گردند. ما باید سعی کنیم توانایی شهروند الکترونیکی شدن را در خود ایجاد کنیم و تمام کارهای روزمره خود را از فضاهای مجازی انجام دهیم و از این طریق به مدیریت بهتر و موثرتر زمان بپردازیم. اگر بتوانیم زمان را در اختیار بگیریم و حاکم بر زمان باشیم آنوقت است که می توانیم از میزان استرس ها و فشارهای زندگی روزمره بکاهیم و قت و زمان بیشتری برای تفریحات سالم و در کنار خانواده بودن داشته باشیم و از این طریق به سلامت روانی و به سلامت اجتماعی کمک کنیم. دولت الکترونیکی یعنی چه ؟ یعنی اینکه یک شهروند الکترونیکی بتواند تمام کارهای اداری و غیر اداری خود را از هر محلی از خانه از محل کار و غیره از طریق شبکه های الکترونیکی و فضاهای مجازی انجام دهد. مانند : آموزش الکترونیکی ، دانشگاه الکترونیکی ، خرید الکترونیکی ، انجام کارهای بانکی ، رزرو بلیط ، امانت کتاب ، ارتباط با پزشک و وزیت الکترونیکی بیماران و غیره ۱۳۸٥/۸/٢۳
ده فرمان استفاده از رايانه
۱۳۸٥/۸/۸
سيستمهای اطلاعاتی : سامانه مديريت محتوا
تعریف : جمع آوری مدیریت و ارسال اطلاعات به کاربران هدف : رساندن اطلاعات مناسب در زمان مناسب به شخص مناسب نتایج مورد انتظار: - کاهش هزینه های تولید و نگهداری اطلاعات از طریق کاهش هزینه های تولید دستی ِ ویرایش - چاپ توزیع و بایگانی - افزایش بهره وری از طریق صرفه جویی در زمان لازم برای دستیابی - بازیابی - و پردازش اطلاعات مورد نیاز توسط کارکنان - کارشناسان و مدیران - افزایش فراآوری با افزایش بهره وری و جایگزینی روشهای خودکار به جای روشهای دستی شاخصهای یک سامانه مدیریت محتوا - ذخیره الکترونیک داده ها - سهولت ذخیره اطلاعات توسط افراد مختلف با حداقل دانش فنی - امکان جستجو و بازیابی - دسترسی از نقاط مختلف به بخشهای مختلف اطلاعات با اختیارات مورد نیاز - انتشار یا توزیع آسان اطلاعات در داخل یا خارج از سازمان - بایگانی خودکار اطلاعات بر اساس قواعد مناسب - حفاظت از اطلاعات به کمک رمز گذاری سیستمهای تولید و نگهداری وبلاگ مثل بلاگر نمونه ای از سیستمهای مدیریت محتوا هستند. منبع : سایت ای تی برای مدیران ۱۳۸٥/٧/٢٤
هر ثانيه يک بلاگ
جدیدترین بررسی ها نشان داده است ساختن بلاگ بسیار رشد داشته است تا جاییکه در هر ثانیه یک بلاگ ساخته می شود و به جمعیت ۳۷ میلیونی بلاگ ها اضافه می شود. جالب اینکه سرعت پیدایش چنان بالاست که طی سالهای اخیر بیش از ۶۰ برابر شده است. بلاگرها با سرعت نور در حال به اسارت درآوردن اینترنت هستند. شما هم می توانید با سر زدن به اینترنت یک بلاگ برای خود راه بیندازید تا اعلام نشده برای راه اندازی بلاگ پول واریز کنید اقدام کنید هرچه سریعتر بهتر است چون بعضی وقتها ماهی را نمی توان از آب تازه گرفت چون ماهی در آب باقی نمانده است!!!! ۱۳۸٥/٤/٢٩
وزير بازرگاني گفت: با بهرهبرداري از طرح صدور گواهي امضاي ديجيتالي كه قبل از نيمهي سال جاري آمادهي بهرهبرداري ميشود، هر فرد كه بخواهد در شبكهي تجارت جهاني فعاليتي انجام دهد، به راحتي ميتواند از طريق اينترنت اقدام كند و از جهت نرمافزاري، سختافزاري و امنيت اين سيستم اطمينان وجود دارد. به گزارش خبرنگار سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر مسعود ميركاظمي در مراسم افتتاحيهي دوازدهمين نمايشگاه الكامپ كه از صبح امروز - 27 تيرماه - آغاز شد، با اشاره به اهميت و اثر بخشي فناوري اطلاعات در زندگي مردم، گفت: متاسفانه در كشور به برخي از مزيتها و استفادههايي كه اين فناوري ميتواند داشته باشد، به خوبي توجه نشده است، به ويژه اين فناوري در حوزهي كسب و كار از اهميت خاصي در نظامهاي مختلف در جهان برخوردار است.... ادامه اين مطلب را در سايت آی تی ايران مطالعه فرماييد.
۱۳۸٥/٤/٢٩
شبكه اينترنت ایران بهترين جولانگاه هكرهاست!!!
بهدليل عدم رعايت حداقل اصولامنيتي در مراكز ارايه دهنده خدمات اينترنتي ، شبكه اينترنت كشور بهترين جولانگاه براي هكرها و سوء استفادهكنندگان از محيط اينترنت است. ۱۳۸٥/٤/٢٩
طرح صدور گواهي امضاي ديجيتالي قبل از نيمهي سال جاري آمادهي بهرهبرداري ميشود
وزير بازرگاني گفت: با بهرهبرداري از طرح صدور گواهي امضاي ديجيتالي كه قبل از نيمهي سال جاري آمادهي بهرهبرداري ميشود، هر فرد كه بخواهد در شبكهي تجارت جهاني فعاليتي انجام دهد، به راحتي ميتواند از طريق اينترنت اقدام كند و از جهت نرمافزاري، سختافزاري و امنيت اين سيستم اطمينان وجود دارد. ادامه اين مطلب را در سايت آی تی ايران مطالعه فرماييد ۱۳۸٤/٢/۳۱
جایگاه و نقش فناوری اطلاعات در جامعة اطلاعاتی کنونی
پس از آنکه در دهة 80 قرن بیستم ، کامپیوترهای شخصی وارد منازل ما شدند، دنیای اطلاعات وارد مرحلة نوینی از حیات خود شد. با گسترش روزافزون کاربری کامپیوترهای شخصی در میان اقشار مختلف جامعه ، آرام آرام پایه های تحولی بس عظیم در امر ارتباطات ریخته شد و با ورود شبکة جهانی اینترنت به عرصة ارتباطات و اتصال این کامپیوترهای خانگی به این شبکه، به ناگاه با دنیایی مواجه شدیم که در آن به آسانی با فشار دادن چند کلید می توان از تازه ترین اخبار در هر حوزه خبری، علمی، سیاسی، اجتماعی و غیره مطلع گردید. در حقیقت این تحول شگرف در دنیای صنعت و فناوری در حال شکل گیری است و می توان از آن به موج چهارم تکنولوژی یاد کرد، ناشی از ارتباط موضوع پردازش داده ها با فناوری ساخت تجهیزات رایانه ای و زیرساخت مخابراتی است. به تعبیری دیگر فناوری اطلاعات عبارتست از مطالعه ، طراحی، استقرار، پشتیبانی یا مدیریت سیستمهای اطلاعاتی مکانیزه. طبق تعریف " تکنولوژی شامل تکنیکهای ساخت و تولید روشها و ابزارهایی است که جهت تسلط بر محیط طبیعی انسان بکار می رود".بر این اساس اصطلاح فناوری اطلاعات IT برای توصیف تکنولوژیهایی بکار می رود که ما را در ضبط ، ذخیره سازی ، پردازش ، بازیابی ، انتقال ، و دریافت اطلاعات یاری می کنند و ابزارهایی هستند که منجر به تولید اطلاعات می گردند. این اصطلاح تکنولوژیهایی نظیر ماهواره ها، رایانه ها، فاکس، میکروگرافها، ارتباطات از راه دور و نیز تکنولوژیهای قدیمی تر نظیر بایگانی ، ماشین های محاسباتی و غیره را در بر می گیرد. با این تعریف اخیر شاید بهتر متوجه ابعاد تغییراتی که این تکنولوژی در زندگی ما بوجود خواهد آورد، بشویم. صنعت، تجارت، آموزش و پرورش ، بانکداری بازیها و تفریحات روزانه ، خریدهای روزمره، استفاده از خدمات خانگی ، بازارهای کالا و خدمات، وسایل مورد نیاز ما، اصطلاح رایج در زبان روزمره ما همه و همه دستخوش تغییراتی شگرف خواهند شد. مفاهیمی مانند E- Learning ، E-Commerce ، و غیره تنها بخشهایی از این تحول شگرف خواهند بود و ما از دنیای فیزیکی قدم به دنیای مجازی خواهیم گذاشت و در یک کشور مجازی با یک دولت مجازی زندگی خواهیم کرد. به نظر نگارنده دستاوردهای IT را در 10 زمینه زیر می توان خلاصه کرد:
IT در ایران : اولین قدم دولت جمهوری اسلامی ایران در زمینة فناوری اطلاعات تغییر نام و کارکرد وزارت پست تلگراف و تلفن به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بود. بعد از تشکیل این وزارتخانه که متولی توسعه و ایجاد زیرساختهای مورد نیاز IT است با تهیه طرحی بنام " تکفا" برنامه بلند مدتی را برای ایجاد و توسعة IT در کشور تهیه کرد که هم اکنون در حال انجام است. امیدواریم با هوشیاری مسئولان نظام ، استفاده این فناوری نه چندان جدید باعث کاهش بیکاری و توسعة اقتصادی و علمی کشور شود. سؤال بنده این است که از آنجاییکه بسیاری از ما کتابداران خودمان را منتسب به حوزه IT می دانیم ، آیا می توانیم نقشی در ایجاد و توسعة آن لا اقل در محیط کار خودمان داشته باشیم ؟ اگر جوب مثبت است چطوری؟ اگر نه چه لزومی دارد که ما خودمان را به این حوزه منتسب کنیم؟
۱۳۸۳/۱٢/۱۸
معرفی سايت
سايت «فن آوري اطلاعات براي مديران»، با هدف انتقال تکنولوژي و دانش فن آوري اطلاعات به کارشناسان و مديران ايراني راه اندازي شده است.
۱۳۸۳/۱۱/۸
«برجستهنماي ماوس»
اين دستگاه امكان استفاده از ماوس را براي نابينا فراهم كرده و بدين ترتيب قابليتهاي «ويندوز» را در اختيار نابينا و يا كم بينا قرار ميدهد. برجسته نماي ماوس همچنين امكان درك بهتر، آسانتر و واقعيتر از متون بريل را براي كاربران نابينا فراهم ميكند به گفته مهندس مصطفي حيدري، دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي برق(الكترونيك) و مخترع برجسته نماي ماوس، اساس كار ابتكاري و سختافزار ارزان و در دسترس آن، باعث شده كه هزينه توليد آن بسيار اندك بوده و قيمت آن بسيار ارزانتر از نرمافزارهاي گوياساز و حتي كمتر از 1/0 درصد قيمت برجسته نگار بريل باشد؛ بدين ترتيب، برجسته نماي ماوس ميتواند جايگزين برجسته نگار بريل و نرم افزارهاي گوياساز (به ويژه جار) شود.
۱۳۸۳/۱۱/٥
موتور کاوش سخنگو
يك شركت اسكاتلندي قصد دارد از طريق موتور جستجوي جديدخودكه نتايج را مي خواند وب گردان را جذب كند. ۱۳۸۳/۱۱/٥
اورکات https://www.orkut.com/Login.aspx
اورکات يکی از سايتهای دوستيابی است که اين روز ها طرفداران زيادی پيدا کرده است.برای عضويت در اين سايت بايد يکی از اعضای اين سايت که قبلا عضو شده اند به شما دعوتنامه بفرستند. اگر دعوتنامه نداشته باشيد نمی توانيد عضو اين سايت شويد. اورکات بزودی به اندازه ياهو مسنجر محبوبيت پيدا خواهد کرد البته اگر فيلتر نشود!!!! جهت اطلاعات بيشتر در مورد اورکات لطفا اينجا رو کليک کنيد ۱۳۸۳/۱٠/۱٧
پاسخ به نظرات شما
ضمن تشکر از نظرات ارزشمند دوستان عزيز دوستی فرموده بودند که بنده نظرات خودم را در وب لاگ بنويسم و اينقدر از ديگران نقل قول نکنم. دوست عزيز فرمايش شما کاملا صحيح است. بنده بهتر است از خودم بنويسم و اين را کار حتما انجام خواهم داد ولی در حال حاضر به دليل ضيق وقت و از آنجاييکه مشغول نوشتن پايان نامه هستم فرصت اين کار رو ندارم. در اينده ای نزديک شما مطالب جالبی در وبلاگ اطلاع رسانی نوين خواهيد خواند. ۱۳۸۳/٩/٧
جامعه اطلاعاتی از ديدگاه دکتر حری
گفتگوی جالبی در سايت آی تی ايران با دکتر عباس حری انجام شده است . بنده به سفارش يکی از دوستان آن را مطالعه کردم و خيلی برايم مفيد بود بخاطر همين خواندن اين گفتگوی تخصصی در زمينه جامعه اطلاعاتی را به دوستان سفارش می کنم:
18 آبان 1383 - ایران - على رغم وجود آثار فراوان در زمينه «جامعه اطلاعاتى» هنوز ماهيت آن به درستى براى جوامع روشن نيست و شرايط لازم براى دستيابى به چنين جامعه اى به وضوح مشخص نشده است.
دكتر عباس حرى استاد دانشگاه به نتايجى كه در يك جامعه اطلاعاتى بايد اتفاق بيفتد اشاره مى كند و تأكيد دارد جامعه اطلاعاتى در يك نگرش آرمانى، جامعه اى است كه در آن شرايط دسترسى به اطلاعات براى همگان فراهم باشد تا بتوانند آزادانه براى كاربرى آن تصميم بگيرند. وى سهم معيارهاى آموزشى و فرهنگى را در جامعه اطلاعاتى برمى شمارند و از مهارت همراه با معرفت به عنوان يكى از خصيصه هاى لازم براى چنين جامعه اى ياد مى كند. گفت وگو با او را بخوانيد. \\ متون و منابع متعددى به زبان هاى غربى درباره «جامعه اطلاعاتى» و ويژگى هاى منتسب به آن در دست است كه از ديدگاههاى گوناگون، اين جامعه را مورد بررسى قرارداده اند. برخى از ضرورت گرايش به آن دفاع كرده اند و عده اى ديگر با آن به مخالفت برخاسته اند. حال با توجه به چنين نقطه نظرهايى آيا مى توان شاخصى مطمئن براى ارزيابى جوامع در مسير دستيابى به جامعه اطلاعاتى به دست داد؟ > گرچه نقطه نظرهاى متفاوتى درباب اين موضوع مطرح شده است، اما كمتر كسى از مدافعان جامعه اطلاعاتى به ماهيت اطلاعات پرداخته است و معلوم نيست هر گاه ندانيم اطلاعات چيست، چگونه مى توانيم به دفاع از جامعه اى كه دورنمايه اطلاعاتى آن را از ساير جوامع متمايز مى كند برخيزيم يا با آن مخالفت كنيم. وقتى به اطلاعات و به دنبال آن از جامعه اطلاعاتى سخن مى گوييم غرض ما از اطلاعات چيست؟ در برخى متون، اطلاعات را برابر صنعت اطلاعات يا فناورى اطلاعات دانسته اند، بعضى سخن از حجم بالاى اطلاعات به ميان آورده اند و برخى ديگر عنصر سودآورى اقتصادى را مطرح كرده اند. اما هرگز مشخص نشده است كه فناورى اطلاعات يعنى فناورى چه چيز، حجم اطلاعات، يعنى حجم چه عنصر يا عينيتى و اقتصاد اطلاعات در دادوستد و سود وزيان چه چيز معنى پيدا مى كند. به همين دليل نمى توان درباره تأكيد يا ترديد در نقطه نظرهاى موجود درباره جامعه اطلاعاتى تصميم گرفت يا شاخصى مطمئن براى ارزيابى جوامع به دست داد. \\ به نظرمى رسد جامعه اطلاعاتى، جامعه اى است كه مى بايست مبتنى بر دانايى باشد و دانايى مسيرى است كه به دانش تبديل مى شود. حال شرط لازم براى رسيدن ايران به جامعه اطلاعاتى، بايد تقويت دانش بيشتر در كداميك از حوزه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى فرهنگى باشد؟ > اينكه شما مى گوييد دانايى كه منجر به دانش شود، حقيقت امر اين است كه جامعه اطلاعاتى با كلمات ديگرى ولى با همان هدف عنوان شده است. بحث جامعه اطلاعاتى كه ترجمه information socity است جامعه دانايى كه Knowledge society و جامعه دانش محور كه knowledge base society است، افراد مختلف با ديد و هدف واحدى به كار برده اند كه ما خودمان آنها را ابداع نكرده ايم، بلكه ترجمه آن چيزى است كه غربيها گفته اند. اما اينكه فى الواقع جامعه اطلاعاتى بايد داراى چه مؤلفه هايى باشد كه ما به آن نام جامعه اطلاعاتى اطلاق كنيم، اتفاق آرا وجود ندارد. هر فردى، باتوجه به رويكردها و تخصص خود، جامعه اطلاعاتى را تعريف مى كند. لذا از اين جامعه تبيين هاى گوناگونى به دست داده اند. برخى شرط لازم براى جامعه اطلاعاتى را حضور فعال فناورى اطلاعاتى دانسته اند، برخى انباشت اطلاعات، گروهى ميزان مصرف اطلاعات و جمعى نيز دسترس پذيرى اطلاعات، را ملاك قرار داده اند اما اين همه، شرط لازم براى چنين جامعه اى است و هيچ يك به تنهايى قادر به ايجاد جامعه اطلاعاتى نيست. در عين ضرورت اين گونه ويژگى ها، شرط پنهان ديگرى وجود دارد تا بتواند اين عناصر را با يكديگر پيوندى معقول دهد و در عين حال ضرورت حضور يكايك آنها نيز حس شده و به تبع نياز شكل گرفته باشد. برخى رويه هاى فرهنگى در ساختارهاى اجتماعى، آموزشى و سازمانى ايران وجود دارد كه تا مسيرى صحيح نيابند واصلاح نشوند حضور همگى شرايط لازم نيز قادر به شكل دهى جامعه اطلاعاتى نخواهد بود. اين رويه ها در نظام خانواده، نظام آموزشى، تعاملات اجتماعى و روابط شغلى و سازمانى نفوذى عميق و گسترده دارند و به سرعت و سهولت نيز قابل تغيير نيستند، بلكه اصلاح آنها برنامه ريزى بلندمدت مى طلبد. \\ در آثار مدافعان غربى، جامعه اطلاعاتى چه معيارى را مى توان براى تشخيص اين نوع جامعه، جست وجو كرد؟ > معيارهايى كه در آثار مدافعان جامعه اطلاعاتى آمده، عمدتاً از نوع مصداقى است. يعنى جوامعى را به مثابه نمونه هاى جامعه اطلاعاتى عنوان كرده اند، از قبيل ايالات متحده، ژاپن، سنگاپور و... ولى رويكرد مصداقى دواشكال اساسى دارد، نخست آنكه شرايط جامعه اطلاعاتى، به دليل ابهامى كه در تعريف شرايط وجود دارد، به درستى در آن جوامع تحقق نيافته اند ديگر آنكه در اين جوامع نابهنجارى هايى نيز پديد آمده كه ممكن است جزو ويژگى هاى جوامع اطلاعاتى تلقى شود. به بيان ديگر، ممكن است اين امر اينگونه تعبير شودكه براى سنگاپور شدن يا ژاپن شدن بايد كليت آن جامعه را پذيرفت و به عواقب آن نيز تن داد. گويى سياستگذاران جامعه اطلاعاتى ندا درداده اند كه هرگاه مايل به تبديل به جامعه ما به عنوان جامعه اطلاعاتى هستيد مى بايست انگاره هاى ما را در كليتش بپذيريد. معيار آرمانى كه من بر آن تكيه دارم، جامعه اطلاعاتى را مستقل از مصاديق موجود ارزشگذارى مى كند و چون بر آن نيست كه مصداق را نمونه جامعه اى اطلاعاتى قلمداد كند، ناگزير از ارائه توصيف هايى از جامعه اطلاعاتى است كه براساس آن بتوان هم، الگويى مفهومى از چنان جامعه اى به دست داد وهم، ابزارسنجشى براى تمييز ميان جامعه اطلاعاتى و غيراطلاعاتى فراهم آورد. \\ پس مى توان چنين فرض كرد كه اگر يك مدل آرمانى براى جامعه اطلاعاتى در نظر بگيريم مبنى بر اينكه قرار باشد همه جوامع به آن دست يابند، همان بحث جامعه جهانى ولى به شكل ديگرى خواهد بود. > دقيقاً. اگر نتوان گفت كه براى اطلاعاتى شدن براى هر جامعه اى نسخه متفاوتى صادر كرد وهمه بايد به يك سمت پيش روند، اين همان مى شودكه همگان از آن به عنوان جامعه جهانى ياد مى كنند. جامعه اى كه به عقيده من، اصلاً وجود خارجى ندارد. ما چيزى به عنوان جامعه جهانى نداريم. آن چيزى كه ما سهواً از آن به نام جامعه جهانى ياد مى كنيم، شبكه اى است از جامعه واقعى دنيا، كه چون با هم مرتبط مى شوند، اسم آن را جامعه جهانى گذاشتيم. ارتباط پيدا كردن اين جوامع با هم، ويژگى هاى هر يك از اين جوامع را تغيير نمى دهد. مگر اينكه ما جامعه الگو داشته باشيم و همه جوامع به آن سمتى بروند كه به آن جامعه الگو نزديك شوند. آنچه كه در حال حاضر در نظام فعلى در حال پيش رفتن است، اين است كه همه به سمت الگويى پيش روند كه جوامع پيشرفته براى آنها تعريف كرده اند، كه البته اينجا بحث ديگرى پيش مى آيد كه عده اى ديگر در اين مورد به بحث و مناظره مى پردازند كه آيا جهانى شدن به معناى مستحيل شدن در فرهنگ و جامعه ديگر است؟ يعنى اينكه همه كشورها، مؤلفه هاى خودشان را نديده بگيرند، براى اينكه بتوانند با آن الگوسازگار باشند؟ در حال حاضر، اين هراسى است كه تنها محدود به كشورهاى جهان سوم نيست، بلكه كشورهاى اروپايى چون فرانسه و آلمان هم از آن در هراسند. \\ آيا مى توان در مدل جامعه اطلاعاتى آرمانى چنين در نظر گرفت كه در عين اينكه هر كشورى مؤلفه ها و ارزشهاى ملى خود را حفظ مى كند، ولى با وحدت و اتحاد همراه با ساير ملل، به تبادل اطلاعات در حوزه هاى مختلف بپردازد؟ يعنى چيزى كه ما از يك جامعه جهانى انتظار داريم؟ > شما هم در واقع به همان مسيرى اشاره مى كنيد كه من به آن پرداخته ام. معناى آن از نظر علمى اين است كه هر جامعه اى آرمان خاص خودش رادارد. ولى وقتى شما مى گوييد كه هر كشورى مؤلفه هاى خودش را حفظ كند و عناصر فرهنگى خودش را از دست ندهد، به اين معنا خواهد بود كه همه عناصرش چه مثبت و چه منفى را حفظ كند ولى الزاماً اينطور نخواهد بود. اگر بخواهد عناصر مثبتش را حفظ كند، آرمانى خاص آن جامعه يا دست كم خاص مجموعه اى از جوامعى كه داراى نقاط اشتراك هستند، شكل مى گيرد. آنها مى توانند اين آرمان را براى خودشان تعريف كنند ولى الزاماً اين آرمان به معناى آرمانى در كشور ديگرى با مؤلفه هاى ديگر نخواهد بود. مثلاً همه مى دانيم كه آموزش و پرورش دركشور سوئد بسيارقوى عمل مى كند. ولى مى دانيد كه آموزش با فرهنگ يك جامعه عجين شده است . خوب حالا اگر فردى به عنوان متخصص بخواهد آن نظام را دركشور خود اجرا كند، در عمل خواهيم ديد كه بايد بخشهايى از آن را حذف كند، چون با ارزشهاى جامعه اش نمى خواند وحالا اگر برخى از ارزشهاى مخصوص آن جامعه را به دليل عدم كارايى در جامعه خودحذف كند ، ديگر آن الگو نخواهد بود، الگوى بازسازى شده ، سازگار و تعديل شده با فرهنگ خود. \\حال برگرديم به جامعه اطلاعاتى . ما انتظار داريم در جامعه اطلاعاتى چه اتفاقى بيفتد؟ اعم از اينكه در حال حاضر آيا جايى وجود دارد كه اين اتفاقات بيفتد يا نه؟ > اعتقادم اين است كه جامعه آرمانى اطلاعاتى ، جامعه اى است كه بدون داشتن اطلاعات صحيح ، در هيچ زمينه اى اقدام به تصميم گيرى نمى كند. جامعه اطلاعاتى دراين نگرش آرمانى ، جامعه اى است كه در آن ، شرايط دسترسى به اطلاعات براى همگان فراهم باشد تا بتوانند آزادانه درباره كاربرى آن تصميم بگيرند. جامعه اطلاعاتى ، جامعه اى نيست كه تنها نخبگان آن با اطلاعات محشور باشند. اگر بپذيريم كه آحاد جامعه بايد از دسترسى به اطلاعات، به عنوان حقى اجتماعى، برخوردار باشند، هيچ مانعى نبايد اين دسترسى پذيرى را مختل سازد. هيچ نابينا يا ناشنوا يا معلول جسمى يا ذهنى را نمى توان از اين حق محروم كرد ، يعنى شرايط استفاده از اطلاعات را بايد متناسب با توانمندى هاى آنان فراهم ساخت. هيچ جامعه اى را نمى توان يافت كه از رشد وتوسعه بهره مند باشد و اطلاعات تنها در قلمرو محدودى از لايه هاى بالاى هرم اجتماعى ـ خواه هرم سياسى ، يا اقتصادى ، يا آموزشى، و يا فرهنگى ـ جريان يابد و قلمروهاى پايين تر هرم كاملاً با اطلاعات واقعى بيگانه باشند و حتى لزوم آن را حس نكنند. تعامل اجتماعى به معناى داد وستد اطلاعاتى زمانى در كل جامعه روى مى دهد كه با به كارگيرى مجراها و رسانه هاى مناسب و زبان مشترك ، شرايط يكسان براى آحاد جامعه فراهم آيد. اطلاعات عينى جايگزين اطلاع سازى شود و اين اطلاعات چنان درعرصه هاى مختلف اجتماعى نفوذ يابد كه ادامه حيات اجتماعى ، به معناى وسيع ، بدون آن ممكن به نظر نرسد. اطلاع باورى، يعنى تن دادن به ضرورت گريزناپذير اطلاعات ، بايد در عرصه هاى اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، آموزشى وفرهنگى نهادينه شود وحذف آن به اختلال حتمى وقطعى نظام تصميم گيرى بينجامد. \\ پس چنين جامعه اى لزوم تخصصها را نيز ايجاب مى كند. > قطعاً همين طور است . اولاً چنين جامعه اى هرگز و هرگز اطلاعاتى را كه بابت آن نيرو، زمان و سرمايه صرف شده را بى اعتبار نخواهد كرد. يعنى قدر آن اطلاعات را خواهد دانست. ثانياً آنكه وقتى هرفردى بخواهد از اطلاعات در هرمسيرى استفاده كند، و آن را به كار بندد، لزوماً مى بايست تخصص بكارگيرى آن اطلاعات را نيز فرا گيرد. بنابراين لزوم تخصصها در يك جامعه اطلاعاتى اهميت پيدا مى كند. در چنين فضايى است كه حضور فناورى اطلاعات، پديدآمدن مشاغل اطلاعاتى ، اطلاع مدار بودن نظام هاى مديريت سازمانى ، اقتصاد اطلاعات، و مفاهيم مرتبط ديگر ، نقش اصلى خود را ايفا مى كنند و وجود تخصصهاى هريك از اين زمينه ها بيش از پيش احساس مى شود. \\ اكثر انديشمندان جامعه اطلاعاتى را براساس توسعه اقتصادى تعريف مى كنند. به عبارتى معيارهاى اقتصادى را بيش از ديگر معيارها درنظر مى گيرند، و به لزوم سهم بازارهاى جهانى در چنين جامعه اى تأكيد دارند. حال باتوجه به اهميت نظام آموزشى، سهم معيار آموزش در جامعه اطلاعاتى چقدر است؟ > گرچه داشتن اوقات فراغت، كه خود حاصل فراهم بودن شرايط اقتصادى و معيشتى آحاد جامعه است ، شرط عمده اى در استفاده از منابع اطلاعاتى است و ارزشگذارى هاى استخدامى وشرايط استمرار و دوام مشاغل را مى توان موكول به داشتن اطلاعات روزآمد وآشنايى با مهارتهاى جديد كرد ولى نبايد از سهم آموزش درچنين جامعه اى غفلت كرد. روشهاى تدريس معلمان و ارزشگذاريهاى دانش تخصصى محصلان را بايد از رويكرد تك متنى در نظام هاى آموزشى به سمت آموزش و يادگيرى خلاق سوق داد و اين امر به بازنگرى جدى در برنامه ريزى هاى آموزشى درسى نياز دارد. نظام آموزشى اقتباسى، يعنى دريافت دروندادى مشخص و يك سو وارائه بروندادى با همان ساختار و محتوى . كه اين درنگرش سيستمى به بيمارى سيستم تعبير مى شود. سيستمى كه قادر به تبديل ماده خام ورودى به ماده پردازش شده خروجى نيست. در فراگيرى خلاق، قابليت هاى فردى شناسايى مى شود واطلاعات مرتبط با استعدادها و علائق در اختيار قرار مى گيرد. فراهم آوردن شرايط دسترس پذيرى به اطلاعات در فراگيران شرط لازم براى قبول و دريافت اطلاعات مورد نياز است. تا چنين شرطى فراهم نشود. نمى توان انتظار داشت كه نيازها از حد درس نامه هايى كه از قبل بسته بندى شده است فراتر رود. چون نه نيازى فراتر از آن فراهم مى شود و نه ذائقه اى براى تجربه كردن فراتر از آن غذاى كنسرو شده تقويت مى شود. طبعاً آگاهى از توليدات متنوع بازار نيز حاصل نمى شود. كشش به سمت بازار توليد منوط به آگاهى از توليدات بازار است و آگاهى پيش زمينه اى است كه مى بايست در نظام هاى آموزشى فراهم آيد. \\ نقش دانشگاهها، به عنوان آموزش عالى در جامعه اطلاعاتى چه ميزان است؟ > تمام آنهايى كه نقش توليد، ساماندهى و دسترس پذيركردن اطلاعات را دارند، سهم عمده اى مى توانند داشته باشند. يعنى دانشگاه خودش را صاحب اين رسالت بداند كه عمده فعاليتش توليد اطلاعات درست موردنياز عرصه هاى مختلف اجتماعى است، و كاربران آن اطلاعات درعرصه واقعى منتظرند تا اطلاعات مورد نيازشان به صورت صحيح در اختيارشان قرار گيرد. بنابراين مراكز آموزشى و پژوهشى و در واقع مراكز عالى آموزشى و پژوهشى به علت نقش و رسالتى كه دارند بايد اين توانايى و تحمل را داشته باشند كه به در دسترس پذير كردن اطلاعات، بپردازند. عرصه واقعى اعم از اينكه صنعت باشد يا هر چيز ديگر، در بيرون از نهادهاى عالى آموزش، حق دارند كه انتظار داشته باشند كه اطلاعات مورد نياز، توسط اين نهادها آماده سازى شود. اگر اين پيوند به درستى صورت گرفته باشد، آن هنگام حركت دانشگاه بدون عنايت به نيازهاى واقعى جامعه صورت نخواهد گرفت. اين پيوندى كه تحت نامهاى مختلف صنعت و دانشگاه ومسائلى از اين نوع صورت مى گيرد، اين ارتباط در آن حد نيست كه نيرويى در اينجا تربيت شود كه بتواند در صنعت مورداستفاده قرار بگيرد، بلكه تنها يك ارتباط مستمر ميان آنهاست. يكى از فعاليتهايى كه در نظام آموزش عالى دردنيا خصوصاً در اروپا و آمريكا اتفاق مى افتد، اين است كه عرصه هاى واقعى مثل كارخانه يا شركت يا جايى كه كارى انجام مى دهند، هرگاه با مسأله اى روبرو شوند، مى خواهد افت فروش باشد يا كاهش كيفيت كالا، خودشان به تنهايى در جهت رفع مشكل اقدامى نمى كنند، بلكه مسأله را در اختيار نهادهاى آموزشى و پژوهشى قرار مى دهند تا با تحقيقات و پژوهشهايى در اين زمينه، راه حل مناسب و دقيقى ارائه دهند و اين كار ، كاملاً بصورت يك امر طبيعى در آن كشورها اتفاق مى افتد و اين پيوند، پيوند معنى دار است كه دانشگاه خودش را درگير عرصه هاى واقعى مى كند. \\ در فعاليت هاى فرهنگى چطور؟ فعاليتهايى كه بيشترين پيوند را با اطلاعات دارند، تا چه حد اين اطلاعات در عرصه هاى متعدد آن نهادينه شده است؟ > به نكته جالبى اشاره كرديد. در فعاليتهاى فرهنگى كه بيشترين پيوند را با اطلاعات دارد، عرصه هاى متعددى را مى توان يافت كه اطلاعات در آنها نهادينه نشده است. آزمون نهادينگى براساس رويكرد سيستمى، آن است كه هرگاه عنصرى از يك نظام يا سيستم حذف گردد، كاركرد كل سيستم دچار اختلال شود. آيا كتابخانه آموزشگاهى در مدارس نهادينه شده است؟ براى پاسخ به آن مى توان اين عنصر را از آن مراكز حذف كرد و سپس عملكرد نظام آموزشى را مورد مطالعه قرار داد. آيا اختلالى در عملكرد سيستم پديد مى آيد؟ اگر عمل حذف را با آبدارخانه انجام دهيم، چه روى خواهد داد؟ اگر در پاسخ خود صادق باشيم ، براحتى مى توانيم دريابيم كه كداميك نهادينه شده است. واكنش هاى ساير عناصر سيستم نسبت به تعطيل هر يك از اين دو، گواه صادقى بر نهادينه بودن آنهاست . آيا تعطيل كتابخانه هاى عمومى، نظام اجتماعى ما را مختل خواهدكرد؟ اگر پاسخ ما مثبت شده و در پاسخ خودصادق باشيم، آنگاه مى توانيم ادعا كنيم كه كتابخانه عمومى به عنوان مجرايى براى دستيابى به اطلاعات و عاملى براى ارتقاى معرفت فرهنگى نهادينه شده است. واقع امر اين است كه بسيارى از عناصرى كه درنظام جامعه عمل مى كنند، بيشتر از نوع «باب بودن» است تا واقعيتى گريزناپذير. كتابخانه داريم چون باب است، رايانه بايد دم دستمان باشد چون باب است، به اينترنت متصل هستيم چون باب است و نبود آنها را حمل بر عقب ماندگى مى كنند. زمانى مى توان آنها را واقعيتى گريزناپذير دانست كه حذف هريك از آنها اثرى تعيين كننده برجاى بگذارد. \\ آيا درجامعه اطلاعاتى، مهارت همراه با دانش مهم است؟ بدين معنا كه مهارت از مرتبه نازل ترى ازدانش قراردارد؟ > وقتى شما صحبت از مهارت مى كنيد، مهارت، معرفتى است كه كاربرى پيداكرده است. اين معرفت مى تواند به صورت مكتوب و مضبوط وجودداشته باشد كه درنهايت صورت كاربرى پيداكند. اولين كسانى كه اين قضيه را مطرح كردند. ژاپنى ها بودند كه دانش را به دو دسته عيان و نهان تقسيم كردند. دانش عيان، همان دانشى است كه فرد مكتوب مى كند. به صورت مقاله و كتاب و... ولى از آنجايى كه هيچكس قادرنيست همه آنچه در ذهنش است، روى كاغذ بياورد ولى در ذهنش باقى مى ماند و اين دانشى است كه ممكن است هيچگاه تبديل به دانش عيان نشود. پس نيروى انسانى، دانشى درخود محفوظ دارد كه بخشى ازاين دانش را توانسته به صورت نمادهاى كلامى عرضه كند و اين نيروى انسانى بايد پيوسته حضور داشته باشد و همين نيروهاى انسانى داراى معرفت كه مى توانند از آن در شكل كاربرى استفاده كنند، هرگز نبايد دست كم گرفت. \\ طبق نظريه ميشل فوكو در «شجره شناسى قدرت»، دانش ايجادكننده قدرت است. فوكو معتقداست معرفت موجد قدرت است. ابتدا معرفت، فرد را برمى انگيزاند و بعد بر او مسلط مى شود ودرطول تاريخ، اين سلطه معرفتى روبه تكامل است. حال سؤال من اين است كه آيا ما لزوماً درجامعه اطلاعاتى با گسترش دانش و اطلاعات به چنين سلطه و قدرتى خواهيم رسيد؟ > ببينيد، اصولاً در ذات دانايى، قدرت است. چنانچه فردوسى، قرنها پيش گفت: «توانا بود هركه دانا بود» وامروز وقتى به اصطلاح انگليسى آن «knowledge is power» را مى شنويم، فكرمى كنيم كه حرف جديدى زده شده است. وقتى شما صاحب دانشى باشيد، مى توانيد براساس آن دانش، مهارتهايى را كسب كنيد و انتظاراتى را كه از آن دانش حاصل شده به دست مى آوريد و همين نكته شما را داراى قدرت مى كند كه علاوه بر دانش و مهارت، اختيار آن هم داريد كه در عده خاصى تنها اين دانش را قراردهيد. شما درطول تاريخ فرهنگ مى بينيد كه بسيارى از سودگرانى كه مى خواستند جامعه درجهل بماند، خودشان جاهل نبودند، تنها با استفاده از دانش و قدرتى كه ناشى از آن دانش است، عده اى را در جهل نگاه داشتند. كشورهاى جهان سوم به كتابها، مجلات، مقالات و توليدات علمى و فناورانه غرب نيازدارند. همه اينها را تحت عنوان دانش از آن ياد مى كنيد و اين دانش و معرفت همراه با قدرتى كه زاينده آنهاست، توانسته اقتصاد كشورهاى جهان سوم را به سمت خود كشد. حال اين امر طبيعى است كه دانايى در ذات خود، مولد قدرت و سلطه است ولى اينكه صرفاً از جامعه اطلاعاتى، انتظار قدرت وسلطه داشته باشيم و تنها براى اين هدف به افزايش دانش درحوزه هاى مختلف دست بزنيم، اصلاً اينطور نخواهدبود. يكى از تبعات جامعه اطلاعاتى، توليدقدرت است، ولى همه تبعات نيست و اين بايد مدنظر قراربگيرد. \\ آقاى دكتر! درحال حاضر جامعه ايران دركجاى اين مسير ايستاده است؟ آيا جامعه ما درمسير دستيابى به جامعه اطلاعاتى درمرحله جنينى است يا جلوتر؟ > وقتى ما مى گوييم درحد جنينى كه كشورهايى عقب تر ازما نباشند، ولى وقتى ما با كشورهايى دردنيا مقايسه مى شويم، به اين نتيجه مى رسيم كه ازحالت جنينى خارج شده ايم. نوعى بيدارى در مديريتها، افزايش حد انتظارات جوانان از جامعه و نهادهاى آن و تلاش براى معرفت مدارى نويدبخش رسيدن به يكسرى ويژگيهايى است كه ما را براى رسيدن به منزلهايى كه جهت وصول به جامعه اطلاعاتى لازم است، هدايت مى كند. لذا هرگاه قرار باشد، در دو دهه آينده، ايران به سمت جامعه اطلاعاتى پيش برود مى بايست برنامه ريزى هاى دقيقى در عرصه هاى مختلف اجتماعى صورت گيرد و اجراى آنها نيز در برنامه هاى توسعه اى لحاظ گردد. منبع :
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
About me...درباره من >My articles...مقالات من نمرات دانشجویان Home ...خانه Archive ...آرشيو E - mail ...پست الكترونيك کتابخانه كنگره آمريكا کتابخانه ملی ایران شبکه فناوری اطلاعات ایران کتابداران فردا پايگاه كتابداران ايران انجمن کتابداران ایران یادداشتهای یک اطلاع رسان وبلاگ کتابداری واژه نامه کتابداری و اطلاع رسانی فرهنگ توصیفی اطلاع رسانی |
